اعتراض ثالث به رای داوری

اعتراض ثالث به رای داوری

اعتراض ثالث به رای داور، دعوایی است که از سوی شخصی که خود یا نماینده اش در تعیین داور شرکت نداشته باشند، نسبت به رای داور مطرح می شود. در صورتی که اجرای رای داور موجب تضییع حقوق شخص ثالث شود، وی می تواند نسبت به آن اعتراض نماید. امکان اعتراض ثالث به رای داور در ذیل ماده ۴۱۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی پیش بینی شده است. به تصریح ماده اخیر الذکر، شخص ثالث حق دارد به ‌هر گونه رأی صادره از دادگاه های عمومی، انقلاب و تجدیدنظر اعتراض نماید و نسبت به ‌حکم داور نیز کسانی که خود یا نماینده آنان در تعیین داور شرکت نداشته‌اند می‌توانند به‌عنوان شخص ثالث اعتراض کنند.

شرایط اعتراض شخص ثالث به رای داوری

در دعوای اعتراض شخص ثالث به رای داوری، شخصی که به عنوان ثالث، قصد اعتراض به رای داوری را دارد، علاوه بر اثبات این که خود یا نماینده اش در تعیین داور شرکت نداشته اند، باید ایراد ضرر به خود در نتیجه رای داور را نیز ثابت نماید.

اصل بر این است که رای داور در حدود موضوع داوری صادر شده و تنها نسبت به طرفین قرارداد داوری منشا اثر می باشد، بنابراین بر عهده ثالث است که وجود تعارض میان رای داور و حقوق خود را اثبات نماید.

توافق طرفین مبنی بر اسقاط حق اعتراض به رای داوری اگرچه بین اصحاب دعوا معتبر است، اما مانع از اعتراض ثالث به رای داور نخواهد بود.

نحوه اعتراض ثالث به رای داوری

اعتراض ثالث به رای داوری از سوی شخص ثالث، علیه محکوم له و محکوم علیه رای داوری مطرح می گردد. در دعوای اعتراض ثالث به رای داور نیازی نیست داور طرف دعوا قرار گیرد. در دعوای اعتراض ثالث نسبت به رای داور باید مشخصات رای داوری اعم از شماره و تاریخ آن در ستون خواسته درج گردد. در صورتی که نسبت به رای داوری درخواست صدور اجرائیه شده باشد، تقاضای تاخیر در اجرای حکم نیز باید  به خواسته اعتراض ثالث به رای داوری و الغای رای داوری اضافه گردد.

نحوه اعتراض ثالث به رای داوری

نحوه اعتراض ثالث به رای داوری

اعتراض ثالث به رای داور مالی است یا غیر مالی؟

در خصوص اینکه اعتراض ثالث مالی است یا غیر مالی بین مراجع قضایی اختلاف نظر وجود دارد. به نظر برخی دعوای اعتراض ثالث به رای داور غیر مالی می باشد اما به نظر برخی دیگر چنانچه حق ادعایی شخص ثالث ناظر بر حق مالی باشد، اعتراض ثالث هم مالی خواهد بود.

اما در مورخ ۲۸/۶/۱۴۰۲ هیات عمومی دیوان عالی کشور، در رای وحدت رویه به شماره ۸۳۶ به این اختلافات پایان داد و به صراحت اعلام نمود، با توجه به اینکه در دعوای اعتراض به رای داوری، خواهان در پی کسب منفعت مالی نیست و صرفا به دنبال ابطال رای داور طبق ماده ۴۸۹ قانون آئین دادرسی مدنی می باشد، لذا دعوای اعتراض به رای داور اگر چه موضوع اصلی آن مالی باشد، دعوای مالی محسوب نمی شود. بنابراین با صدور رای وحدت رویه شماره ۸۳۶ هیات عمومی دیوان عالی کشور اعتراض تالث به رای داوری نیز دعوایی غیر مالی می باشد.

حدود صلاحیت دادگاه در رسیدگی به اعتراض ثالث نسبت به رای داوری

به موجب ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی داوری در موارد زیر باطل است و قابلیت اجرایی ندارد:

  1. رای داوری صادره مخالف با قوانین موجد حق باشد.
  2. داور نسبت به مطلبی که موضوع داوری نبوده رأی صادر کرده است.
  3. داور خارج از حدود اختیار خود رأی صادر نموده باشد. در این‌ صورت فقط آن قسمت از رأی که خارج از اختیارات داور است ابطال می‌گردد.
  4. رأی داور پس از انقضای مدت داوری صادر و تسلیم شده باشد.
  5. رأی داور با آنچه در دفتر املاک یا بین اصحاب دعوا در دفتر اسناد رسمی ثبت شده و دارای اعتبار قانونی است مخالف باشد.
  6. رأی به‌وسیله داورانی صادرشده که مجازبه صدوررای نبوده‌اند.
  7. قرارداد رجوع به‌داوری بی‌اعتبار بوده باشد

رسیدگی دادگاه در دعوای ابطال رای داوری محدود به جهات احصا شده در فوق است. اما رسیدگی به اعتراض ثالث نسبت به رای داوری مقید به جهت خاصی نشده است. صرف وجود تعارض میان حقوق ثالث و اجرای رای داور برای اعتراض ثالث به رای داوری کافی است.

چنانچه دادگاه پس از رسیدگی، اعتراض ثالث را وارد تشخیص دهد، آن قسمت از حکم را که مورد اعتراض قرار گرفته نقض می نماید و اگر مفاد حکم غیر قابل تفکیک باشد، تمام آن لغو خواهد شد.

مهلت اعتراض ثالث نسبت به رای داوری

اعتراض ثالث نسبت به رای داوری مقید به زمان نمی باشد و هر زمان که ثالث مبادرت به طرح دعوا نماید، دادگاه ملزم به رسیدگی می باشد.

مهلت اعتراض ثالث نسبت به رای داوری

مهلت اعتراض ثالث نسبت به رای داوری

مرجع صالح اعتراض ثالث نسبت به رای داور

برای تعیین مرجع صالح به رسیدگی به اعتراض ثالث نسبت به رای داوری باید میان دو فرض، قائل به تفکیک شویم:

  • چنانچه اصل اختلاف، ابتدا در دادگاه مطرح شده و از سوی دادگاه به داوری ارجاع شده باشد، رسیدگی به اعتراض ثالث نیز در صلاحیت همین دادگاه خواهد بود.
  • اگر رسیدگی به دعوا از ابتدا و با توافق طرفین در صلاحیت داور قرار گرفته باشد، دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل اختلاف را دارد باید به اعتراض ثالث رسیدگی نماید.

داور صلاحیت رسیدگی به اعتراض ثالث نسبت به رای داوری را ندارد حتی در صورت توافق شخص ثالث با طرفین رای داوری.

توقف اجرای رای داور در اعتراض ثالث به رای داور

مطابق ماده ۴۹۳ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، اعتراض به رأی داور مانع اجرای آن نیست، مگر آنکه دلایل اعتراض قوی باشد. دراین ‌صورت دادگاه قرار توقف یا منع اجرای آن را تا‌ پایان رسیدگی به اعتراض و صدور حکم قطعی صادر می ‌نماید و در صورت اقتضاء تأمین مناسب نیز از معترض اخذ خواهد شد.

بنابراین صرف وصول اعتراض از سوی شخص ثالث نمی تواند موجب توقف اجرای حکم شود. مگر آنکه ثالث اعتراض خود را مستند به دلایلی نموده باشد که موجب صدور قرار تاخیر اجرای حکم توسط دادگاه تا زمان صدور رای نهایی راجع به اعتراض ثالث شود.

نمونه دادخواست اعتراض ثالث به رای داوری


خواهان: آقای علیرضا……..

خواندگان:

  1. آقای حمید……
  2. آقای حسین…..

خواسته:

  • اعتراض ثالث نسبت به رای داوری بدون شماره مورخ ۱/۲/۹۸ موضوع پرونده اجرایی شماره ۹۸۰۹۹۸۲۱۶۴۲۰۱۲۶۳ در شعبه ……. دادگاه عمومی حقوقی و صدور حکم بر الغاء رای داوری مذکور
  • تقاضای صدور قرار تاخیر اجرای حکم
  • مطالبه خسارات دادرسی

دلایل و منضمات:

  1. مبایعه نامه عادی به شماره ……
  2. رای داوری بدون شماره مورخ ۲/۳/۹۸
  3. برگه اجرائیه به شماره ۹۸۱۰۴۲۱۶۴۲۰۲۰۵۳
  4. دادنامه شماره ۹۷۰۹۹۷۲۱۶۴۳۰۰۱۷۶ مورخ ۱/۳/۹۷ شعبه …….

ریاست محترم دادگاه عمومی حقوقی

با سلام احتراما به استحضار می رساند:

اینجانب به موجب مبایعه نامه عادی شماره ……. مورخ ……. شش دانگ یک دستگاه آپارتمان را از خوانده ردیف اول خریداری نمودم و از آن تاریخ در تصرف اینجانب می باشد. ایشان در مورخ ۹/۸/۹۷ پلاک ثبتی موصوف را به خوانده ردیف دوم فروخته و سند رسمی نیز به نام ایشان تنظیم نموده است و طبق شرط داوری در مبایعه نامه مذکور رای بر خلع ید صادر گردیده و تقاضای اجرای رای داوری از شعبه …… دادگاه عمومی حقوقی نموده اند. نظر به اینکه اقدامات فوق بدون اطلاع اینجانب بوده و با حقوق بنده در تعارض و منافات می باشد، لذا از ان دادگاه محترم بدوا تقاضای تاخیر اجرای حکم مستند به مادتین ۴۲۴ و ۴۹۳ قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و متعاقبا تقاضای رسیدگی بر الغاء رای داوری مذکور طبق مواد ۴۲۲ و ۴۲۵ همان قانون مورد استدعاست.

 

اعتراض ثالث به رای داور از جمله دعاویی است ناشی از رای داوری می باشد. طرح دعوای اعتراض ثالث به رای داور نیازمند وجود شرایطی است که چنانچه شرایط لازمه وجود نداشته باشد منجر به صدور قرار رد دعوا یا صدور حکم بر بی حقی خواهان می گردد. بنابراین داشتن وکیل در دعوای اعتراض تالث به رای داور می تواند در حصول نتیجه مطلوب موثر باشد. دفتر حقوقی بین المللی دادپویان حامی با بیش از ۲۰ سال سابقه فعالیت در دعاوی ناشی از داوری، آماده ارائه خدمات حقوق تخصصی خویش توسط وکلای با تجربه و متبحر به شما عزیزان می باشد.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

‫2 نظر

  • محمدی

    آیا نسبت به رای داور امکان اعتراض ثالث وجود دارد؟

    تیر ۲۲, ۱۴۰۱ در ۱۰:۰۱
    • دادپویان حامی

      مستندا به ماده ۴۱۸ قانون آیین دارسی مدنی اعتراض ثالث شامل حکم داور نیز می شود البته به شرطی که شخص ثالث اصالتاً یا از طریق نمایندگان خود در دعوای منظور و در تعیین داور دخالت و شرکت نداشته باشد.

      تیر ۲۲, ۱۴۰۱ در ۱۰:۰۴

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    9 − یک =