خلع ید از ملک وقفی – تخلیه ملک وقفی – رفع تصرف از ملک اوقافی

دعوای خلع ید از ملک وقفی ، تخلیه ملک وقفی و رفع تصرف ملک وقفی ، از اهم دعاوی مطروحه وقفی می باشند.که البته هر کدام ساز و کار خود را دارا می باشند در این مقاله ضمن تعریف هر کدام از دعاوی مزبور ،نحوه طرح دعوا نیز در هر یک توضیح داد شده است. با ما همراه باشید.

دعوای خلع ید ملک وقفی

.در صورتی مطرح میشود که اعیانی ،درعرصه متعلق به موقوفه ساخته شود.وجهت احداث اعیانی ازموقوفه مجوز نگرفته باشند،موقوفه یا متولی میتواند دعوای خلع ید و دعوای قلع وقمع بنای احداثی را مطرح نماید.

در چه صورتی اعیان احداثی در ملک موقوفی، متعلق به موقوفه میباشد؟

درصورتیکه احداث اعیانی در اراضی نسق زراعتی( نسق از نظر اصطلاحی به معنای حق کشاورزی برای کشت بر روی زمینی است که مالک آن فرد دیگری است) باشد، اعیانی احداثی متعلق به موقوفه خواهد بود.ولی اگر در خارج از اراضی مذکور باشد،سازنده بنا محکوم به قلع وقمع بنای احداثی و رفع تصرف خواهد بود.

البته این در مورد باغهای موقوفه وموقوفات خاص جاری نمیباشد.و درصورتیکه احداث اعیان در این اراضی صورت گیرد.حتی اگر از سازمان اوقاف نیز مجوز لازم را اخذ ننموده باشد،شخص احداث کننده بنا ،مالک شناخته میشود.

نحوه طرح دعوای خلع ید از ملک اوقافی

دعوای خلع ید از ملک وقفی میبایست دارای شرایطی باشد.و موقوفه میبایست اثبات نماید که اعیانی احداث شده بدون مجوز بوده و تصرف خوانده قانونی نبوده است.دعوای خلع ید از جمله دعاوی غیر منقول به شمار می آید. و در دادگاه محل وقوع ملک قابل طرح میباشد.پس ازطرح دعوای خلع ید ازملک وقفی و ارجاع به شعبه مربوطه،جلسه رسیدگی تشکیل میگردد.و درصورت اثبات اظهارات موقوفه رأی به خلع ید و رفع تصرف وقلع وقمع بنای احداثی صادر میگردد.
درصورتیکه خوانده مدارکی ارائه نماید که دلالت بر احداث و وجود بنای قدیمی قبل ازتنظیم عقد اجاره عرصه داشته باشد.باعنایت به تبصره1ماده واحده قانون ابطال اسناد وفروش رقبات،آب و اراضی موقوفه مصوب 1371 اعیان احداثی ازحقوق مکتسبه متصرف محسوب خواهد شد. ودراینصورت دعوای خلع ید از طرف موقوفه رد خواهد شد.

دعوای تخلیه ملک وقفی

درصورت قید مدت اجاره در وقف نامه به همان نحو عمل خواهد شد.و درغیراینصورت متولی میبایست بنا به مصلحت و غبطه وقف عمل نماید.
اگر در عقد اجاره مدت به طور صریح ذکر نشده باشد.و مال الاجاره هم از قرار روز یا ماه یا سالی، فلان مبلغ معین شده باشد.اجاره برای یک روز یا یک ماه یا یک سال صحیح خواهد بود.و اصولا در صورت نبود ضوابط خاص در باب اجاره باید به قواعد عام آن رجوع کرد.
متولیان موقوفات و ادارات اوقاف در زمان پیش از انقلاب، برخی موقوفات را با اجاره های طویل المدت(99ساله)واگذار می نمودند.وهرچند حسب ماده20قانون اوقاف مصوب1354اجاره زائد بر10سال مشروط به موافقت شورای عالی اوقاف بود.ولی حسب همان ماده این حکم در موقوفات خاص قابل اجرا بود.و در موقوفات عام چنین محدودیتی وجود نداشت.

برابر بند(د)از ماده11آئین نامه ق.ت.ل.س.ح.ا.ا.خ مصوب1365هیات وزیران مدت اجاره نباید بیش از10سال باشد.مگر با جلب موافقت سرپرست سازمان که در این خصوص آئین نامه تفاوتی را میان وقف خاص وعام قائل نشده است.البته در برخی از قراردادهای اجاره متولی متعهد میگردد،پس از انقضای مدت اجاره، آن عقد اجاره را تجدید نماید.درصورتیکه تجدید قرارداد خللی بر حقوق موقوفه وارد نسازد به نظر میرسد باید قائل به اعتبار چنین شروطی بود.

نحوه طرح دعوای تخلیه ملک اوقافی

درصورتیکه مدت اجاره ملک وقفی خاتمه یافته باشد.و اداره اوقاف و امور خیریه یامتولی تمایلی به تمدید قرارداد نداشته باشند،میتوانند دعوای تخلیه ملک وقفی را مطرح نمایند.
دعوای تخلیه ملک وقفی نیز تابع قوانین ومقررات قانون روابط موجر ومستأجر میباشد.لذا درصورتیکه قرارداد اجاره مشمول قانون روابط موجر ومستاجر سال76باشد،میتوان تقاضای صدور دستور تخلیه را نمود.وقاضی رسیدگی کننده ،پس ازبررسی مدارک خواهان،دستور تخلیه عین مستأجره را در قبال رد ودیعه به مستأجر رد مینماید.امادرصورتیکه قرارداد اجاره مشمول قانون روابط موجر ومستأجر سال56درخصوص املاک تجاری وقانون روابط موجر ومستأجر سال62درخصوص املاک مسکونی باشد.میبایست تقاضای صدور حکم تخلیه را نمود،که پس از رسیدگی وصدور رأی با قطعی شدن رأی صادره قابلیت اجرا دارد.چنانچه تمایل به کسب اطلاعات کامل تری درباب تخلیه ملک تجاری و تخلیه ملک مسکونی و قوانین حاکم بر آنها در زمان تخلیه دارید، این نوید را به شما میدهیم که موضوعات مزبور را در مقاله های مجزا برایتان فراهم آورده ایم.

دعوای تخلیه ملک وقفی درصورت تقاضای دستور تخلیه میبایست درشورای حل اختلاف محل وقوع ملک مطرح گردد.و دعوای تخلیه ملک وقفی درصورت تقاضای صدور حکم تخلیه میبایست در دادگاه محل وقوع ملک مطرح گردد.

دعوای رفع تصرف از ملک اوقافی

دعوا درصورتی از دعاوی تصرف محسوب میشود که موضوع حق منشا آنها ،تصرفات قبلی خواهان باشد.درحقیقت قانوگذار به متصرف قبلی مال غیرمنقول که ملک عدوانا از تصرف وی خارج گردیده،این حق را اعطا نموده است. که بدون نیاز به ارائه دلایل مالکیت،به صرف اثبات تصرف قبلی خود تحت شرایطی ازدادگاه،حکم به رفع تصرف متصرف فعلی را تحمیل کند.

بیشتر بخوانید :  اعلام بی اعتباری اقدامات متولی

دعوای رفع تصرف از ملک اوقافی به دو صورت امکان پذیر است:
1-شخصی متصرف ملک اوقافی باشد وشخص دیگری عدوانا ملک مزبور را از تصرف وی خارج نماید.
2- ملک اوقافی که توسط اشخاص دیگر تصرف شده باشد.

نحوه طرح دعوای رفع تصرف عدوانی از ملک اوقافی

جهت طرح دعوای رفع تصرف از ملک اوقافی به دو صورت می توان اقدام کرد:طرح دعوای حقوقی رفع تصرف از ملک اوقافی و طرح دعوای کیفری رفع تصرف از ملک اوقافی

طرح دعوای حقوقی رفع تصرف از ملک اوقافی

یکی از راههای رفع تصرف از ملک اوقافی طرح دعوا در محاکم حقوقی میباشد.خواهان دعوای رفع تصرف از ملک اوقافی،شخص متصرف سابق یا اداره اوقاف میباشد.خوانده دعوا نیز بنا به موارد مختلف ،متفاوت میباشد.دربرخی مواقع می بایست فقط اداره اوقاف خوانده دعوا قرار گیرد.و در برخی موارد هم اداره اوقاف وهم شخص متصرف خوانده دعوا قرار میگیرند.دعوا رفع تصرف از ملک اوقافی دعوای غیر مالی میباشد.

هم زمان با طرح دعوای رفع تصرف از ملک اوقافی، میتوان اجرت المثل ایام تصرف را نیز خواست.پس از بررسی مدارک و مستندات چنانچه سابقه تصرف خواهان محرز گردد،رای به رفع تصرف صادر خواهد شد.

نحوه طرح دعوای کیفری رفع تصرف از ملک اوقافی

طبق قانون مجازات اسلامی اشخاصی که عدوانا زمینها و املاک وقفی را تصرف مینمایند،مجرم محسوب میشوند.و دادگاه آنها را به جبران خسارت رفع تصرف از ملک اوقافی،حبس و جزای نقدی محکوم مینماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست