دعوای متقابل و شرایط اقامه آن

دعوای متقابل و شرایط اقامه آن

دعوای متقابل یکی از طرق دفاعی خوانده در یک دعوا است. دعوای تقابل دعوایی است که خوانده در مقابل ادعای خواهان مطرح می نماید. طبق ماده ۱۴۱ قانون آئین دادرسی مدنی، طرح دعوای تقابل نیازمند وجود شرایطی است از جمله اینکه دعوای تقابل باید با دعوای اصلی ناشی از یک منشاء بوده یا ارتباط کامل داشته باشد. در غیر اینصورت به صورت جداگانه به آن رسیدگی می شود. از دیگر شرایط طرح دادخواست دعوای تقابل می توان به مهلت دادخواست تقابل اشاره نمود که از اهمیت بسزایی برخوردار است چرا که طرح دعوا خارج از مهلت قانونی باعث می گردد نسبت به دعوای تقابل به صورت جداگانه و در قالب پرونده مجزا رسیدگی شود و نمی توان از مزایای دعوای تقابل بهره مند شد. از دیگر شرایط طرح دعوای تقابل رعایت اصحاب دعوا در دادخواست تقابل می باشد. بدین صورت که خواهان دعوای تقابل، خوانده دعوای اصلی می باشد و خوانده دعوای تقابل نیز خواهان دعوای اصلی می باشد و نمی توان شخصی غیر از اصحاب دعوای اصلی را به عنوان خوانده در دادخواست تقابل قید نمود.

دعوای تقابل در قالب یک مثال ساده

ممکن است شخصی ملکی را به دیگری بفروشد اما از تنظیم سند رسمی امتناع نماید و زمانی که خریدار (خواهان) اقدام به طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی ملک می نماید،  فروشنده (خوانده ) در دفاع از خود اقدام به ارائه دادخواست تقابل با خواسته اعلام بطلان معامله مطرح می نماید. چنین دعوایی را دعوای تقابل نام گذاری می نمایند. یعنی دعوایی که خوانده پس از اقامه دعوای خواهان، به جهت وجود وحدت منشاء و ارتباط کامل با دعوای اصلی در مهلت مقرر بر علیه او اقامه می نماید.

شرایط طرح دعوای تقابل

چه شرایطی بایستی وجود داشته باشد تا دعوایی عنوان دعوای تقابل را به خود بگیرد؟

شرایط طرح دعوای متقابل در دو دسته شرایط عمومی و شرایط اختصاصی دسته بندی می گردد.

شرایط عمومی طرح دعوای تقابل

شرایط عمومی طرح دعوای تقابل، همان شرایط عمومی اقامه دعواست .چرا که جهت اقامه هردعوایی لازم است شرایطی وجود داشته باشد تا اقامه دعوا به طور صحیح اتفاق بیفتد شرایط مزبور عبارتند از:

  • اقامه کننده دعوا باید اهلیت قانونی داشته باشد.
  • اقامه کننده دعوا بایستی در دعوای مزبور ذی نفع باشد.
  • سمت اقامه کننده دعوا باید از حیث اصالت یا نمایندگی احراز گردد.
  • دعوا مشروع باشد.
  • حق مورد مطالبه باید منجز باشد و مشروط و معلق نباشد.

شرایط اختصاصی طرح دعوای تقابل

  • طرح دعوای خوانده علیه خواهان: از شروط اختصاصی طرح دعوای تقابل این است که در وهله اول بایستی اصحاب دعوای تقابل با دعوای اصلی یکی باشند و نمی توان شخص ثالثی را در دعوای تقابل اضافه نمود. به عبارت دیگر خواهان در دعوای اصلی علیه خوانده شکایتی را مطرح می نماید و خوانده که خود را محق می داند در مقام پاسخگویی به دعوای اصلی، شکایتی را متقابلاً بر علیه خواهان اقامه می نماید. که این اقدام خوانده را  از آن جهت که در مقابل دعوای خواهان بوده است دعوای تقابل می نامند.
  • دعوا تقابل با دعوای اصلی ناشی از یک منشاء یا دارای ارتباط کامل باشد:  از آنجایی که دعوای تقابل، دعوای طاری محسوب می گردد، بایستی یکی از دو شرط ضروری که در تمامی اقسام دعاوی طاری مشترک است در دعوای تقابل نیز وجود داشته باشد. فلذا از شروط اختصاصی دیگر دعوای تقابل این است که دعوای مزبور با دعوای اصلی ناشی از یک منشا باشد و یا اینکه با دعوای اصلی دارای ارتباط کامل باشد.
مهلت طرح دعوای تقابل

مهلت طرح دعوای تقابل

مهلت طرح دعوای تقابل

تا چه زمانی امکان طرح دعوای تقابل وجود دارد؟

با استناد به ماده ۱۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی، دادخواست تقابل باید تا پایان اولین جلسه دادرسی تقدیم گردد و بر خلاف سایر دعاوی طاری فقط در مرحله بدوی امکان طرح دعوای تقابل وجود دارد. به دلیل مهلت محدود اقامه دعوای تقابل، خوانده می تواند دعوای تقابل خویش را قبل از اولین جلسه دادرسی هم مطرح نماید. در چنین حالتی چنانچه فرصت تا اولین جلسه دادرسی مکفی باشد،  وقت دادرسی به خوانده آن (خواهان اصلی) ابلاغ و در همان جلسه ای که برای دعوای اصلی در نظر گرفته شده است رسیدگی صورت می گیرد،
اما در صورتی که فرصت تا اولین جلسه دادرسی مکفی نباشد و یا اینکه دعوای تقابل در اولین جلسه دادرسی اقامه گردد و خوانده تاخیر جلسه را جهت تدارک دیدن ادله جهت پاسخ به دعوای تقابل درخواست نماید، جلسه دادرسی به تاخیر می‌افتد و مجدداً برگزار می گردد و در آن جلسه به هر دو دعوا به صورت توامان رسیدگی صورت می‌گیرد. در صورت تجدید جلسه به جهت طرح دعوای تقابل، جلسه بعدی جلسه اول خواهد بود.

کدام مرجع جهت رسیدگی به دعوای تقابل صلاحیت دارد؟

دعوای تقابل زیر مجموعه دعوای طاری می باشد فلذا در دادگاهی اقامه می‌شود که به دعوای اصلی رسیدگیمی گردد. در این مواقع دو فرض مطرح است.

  • دعوای تقابل از صلاحیت ذاتی دادگاه رسیدگی کننده به دعوا خارج باشد:

در این صورت دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی، مجاز به رسیدگی به دعوای تقابل نمی باشد و بایستی دعوای تقابل را حسب مورد با صدور قرار عدم صلاحیت به دادگاه صالح  و یا  به دیوان عالی کشور جهت تعیین مرجع صالح ارسال نماید.

در صورتی که رسیدگی به دعوای اصلی مستلزم رسیدگی به دعوای تقابل باشد، اما دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی، صلاحیت ذاتی رسیدگی به دعوای تقابل را نداشته باشد در این صورت رسیدگی به دعوای اصلی متوقف می گردد تا دعوای تقابل در دادگاه صالح مطرح گردد و نتیجه به دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی جهت اتخاذ تصمیم ارسال شود.

  • دعوای تقابل از صلاحیت محلی دادگاه رسیدگی کننده به دعوا خارج باشد:

چنانچه دادگاه رسیدگی کننده به دعوای تقابل از نظر محلی با دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی همخوانی نداشته باشد، در این صورت قانونگذار در این مورد سختگیری نشان نداده و طرح چنین دعوایی را در دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی حتی با وجود عدم صلاحیت محلی ممکن دانسته است.

زوال یا توقیف دعوای اصلی و اثر آن بر دعوای تقابل

هر دعوایی که اقامه می گردد ممکن است پس از شروع متوقف گردد و یا اینکه به هر دلیلی زائل گردد و یا اینکه ممکن است خواهان دادخواست خود را استرداد نماید.
سوالی که مطرح می شود این است که تکلیف دعوای تقابل در صورت زوال یا توقف دعوای اصلی چه می شود ؟

در پاسخ به این سوال بایستی بین دو فرض قائل به تفاوت شد.

  • فرض اول: دعوا با اسبابی همچون فوت و حجر و… زائل می شود، که در این مواقع چه دعوای اصلی و تقابل توقیف می گردد.
  • فرض دوم: فرضی که دعوای اصلی با اسبابی همچون استرداد دادخواست، استرداد دعوا، درخواست ابطال و… زائل  می شود. در این فروض، زوال دعوای اصلی اثری بر زوال دعوای متقابل ندارد و چنانچه حتی خواهان اصلی، دعوای خود را با فروض فوق زائل نماید، دادگاه مکلف است به دعوای خوانده (خواهان تقابل )که جامع الشرایط اقامه گردیده است رسیدگی و اتخاذ تصمیم نماید.

دعوای تقابل در واخواهی

در خصوص اینکه آیا می توان دعوای تقابل را در مرحله واخواهی نیز مطرح نمود اختلاف نظر وجو دارد. در نظریه مشورتی شماره ۷/۹۹۴۱ مورخ ۶/۱۲/۱۳۸۱ اداره حقوقی قوه قضائیه دعوای تقابل در مرحله واخواهی را مورد پذیرش قرار داده است. و اینگونه استدلال نموده که تقدیم دادخوست واخواهی به منزله اولین جلسه خواهد بود، در نتیجه رسیدگی به دادخواست تقابل در این مرحله بلااشکال است. اما با توجه به اینکه در ماده ۱۳۶ قانون آئین دادرسی مدنی فقط طرح دعوای جلب ثالث را توسط واخواه یا واخوانده مجاز دانسته و در خصوص دعوای تقابل چنین اجازه ای داده نشده است، و اعمال چنین حقی نیازمند وجود نص قانونی است لذا نظر آن دسته از حقوقدانان که امکان طرح دعوای تقابل در مرحله واخواهی را رد می نمایند قابل قبول می باشد. و بهتر است واخواه دعوای خود را به صورت مجزا مطرح نماید. و از دادگاه رسیدگی کننده به دعوای اصلی تقاضای صدور قرار رسیدگی توامان را بخواهد.

دعوای تقابل در مرحله تجدیدنظر

طبق ماده ۱۴۳ قانون آئین دادرسی مدنی، دادخواست دعوای متقابل باید تا پایان اولین جلسه دادرسی تقدیم شود. بنابراین در صورت طرح دعوای تقابل خارج از مهلت مقرر خلاف موازین قانونی می باشد. همچنین در قانون آئین دادرسی مدنی، امکان طرح دعوای ورود ثالث و جلب ثالث را در مرحله تجدیدنظر پیش بینی نموده اما در خصوص طرح دعوای تقابل در مرحله تجدیدنظر ساکت است و به جهت عدم وجود نص صریح قانونی در این خصوص می توان گفت امکان طرح دعوای تقابل در مرحله تجدیدنظر وجود ندارد.

دعوای تقابل در مرحله تجدیدنظر

دعوای تقابل در مرحله تجدیدنظر

مواردی که نیاز به طرح دعوای تقابل ندارد

طبق ماده ۱۴۲ قانون آئین دادرسی مدنی، دعاوی تهاتر، صلح، فسخ، رد خواسته و امثال آن که برای دفاع از دعوای اصلی اظهار می شود، دعوای تقابل محسوب نمی شود و نیاز به تقدیم دادخواست جداگانه ندارد. بنابراین در اینگونه موارد خوانده می تواند بدون تقدیم دادخواست دعوای تقابل، به ادعای صلح یا فسخ یا رد خواسته متوسل شود و دادگاه نیز باید ادعای او را مورد بررسی قرار دهد .

سوالی که مطرح می شود این است که چنانچه خوانده دعوای اصلی برای دفاع اقدام به ارائه دادخواست دعوای تقابل با موضوع فسخ یا تهاتر یا رد خواسته نماید دادگاه چه تصمیمی اتخاذ می نماید؟

در پاسخ به این سوال باید گفت، برخی از حقوقدانان معتقد هستند در این مورد دادگاه باید نسبت به دعوای تقابل قرار عدم استماع دعوا صادر نماید. اما برخی دیگر بر این نظر هستند که علی رغم اینکه قانون برای این موارد تقدیم دادخواست تقابل را غیر ضروری دانسته اما در صورتی که خوانده ادعای خود را در قالب دادخواست تقابل مطرح نماید دادگاه می بایست نسبت به آن نیز رسیدگی و رای صادر نماید.

چرا لازم است که با وکیل متخصص قبل از طرح دعوای تقابل مشاوره صورت گیرد؟

در مقاله مزبور، دعوای تقابل، شرایط طرفین دعوا، مهلت طرح دعوا، دادگاه صالح جهت اقامه دعوا و… مورد بحث و بررسی قرار گرفت. و اگر چه تمام سعی و اهتمام بر این بود تا هر آنچه لازم است بیان گردد. اما لازم به ذکر است دعوای تقابل به همین موارد گفته شده ختم نمی‌شود و ناگفته های بیشماری در این باره وجود دارد که در جریان یک دادرسی با آن برخورد می شود فلذا بهتر است چنانچه قصد طرح چنین دعوایی را دارید ضمن مطالعه و دارا بودن اطلاعات کافی در این زمینه برای رسیدن به نتیجه مطلوب حتما در اقامه دعوا از وکلای متخصص و مجرب و صاحب نظر رشته حقوق مدد جویید، چرا که وکلای مجرب با آشنایی بهتر با روند دادرسی و مستندات قانونی، رسیدن به نتیجه مطلوب را بسیار سهل تر می نمایند. کوچکترین بی توجهی به موازین قانونی و عدم استفاده از دفاعیات مستدل و مستند می تواند روند رسیدگی را با شکست مواجه نماید.
دفتر حقوقی بین المللی دادپویان حامی با دارا بودن کادر متخصص و متبحر خود و دارا بودن سابقه ۲۰ ساله موفق در زمینه دعاوی متعدد حقوقی، کیفری، ثبتی، تعزیرات و ،… در این زمینه نیز با تمام توان و تجربه خویش در خدمت گذاری به شما عزیزان اعلام آمادگی می نماید.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

‫8 نظر

  • وحید

    سلام. سوالی از شما داشتم. من به عنوان خواهان دعوا دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی انتقال پلاک ثبتی مورد معامله را تقدیم کردم ولی طرف مقابل من به عنوان خوانده پرونده در دفاع خود بدون اینکه دادخواستی مبنی بر فسخ معامله بدهد مدعی فسخ معامله شد. در اینجا آیا دادگاه مکلف به رسیدگی در خصوص ادعای فسخ خوانده به علت غبن می باشد؟ یا خیر؟ اگر پاسخ شما مثبت است آیا در نهایت دادگاه پس از رد دعوای خواهان مبنی بر الزام به تنظیم سند رسمی مکلف به صدور رأی به فسخ معامله هم می باشد یا خیر؟ ممنون از پاسخگویی شما.

    مرداد ۲۲, ۱۴۰۱ در ۱۰:۰۷
    • دادپویان حامی

      سلام. با توجه به مفاد قسمت اخیر ماده ۱۴۲ قانون آیین دادرسی مدنی ادعای فسخ ناشی از غبن که در مقام دفاع در قبال دعوی الزام به تنظیم سند رسمی اقامه شده نیاز به دادخواست نداشته و دادگاه پس از رسیدگی نسبت به ادعای خوانده چنانچه غبن را ثابت تشخیص و به فوریت نیز این ادعا مطرح شده باشد با پذیرش مدافعات و ثبوت خیار غبن، حکم به رد دعوی (الزام به تنظیم سند رسمی) صادر خواهد نمود.

      مرداد ۲۲, ۱۴۰۱ در ۱۰:۲۳
  • صفاذاکری

    باسلام وعرض احترامِ شخصی با استناد به قراردادفروش ملک باسندعادی که هیچ قصدی برانجام معامله نبوده وخریدارنیزدرزمان تنظیم حضورنداشته وهیچ وجهی هم پرداخت نشده به جهت رابطه فامیلی درمورخه ۴/۱/۱۳۸۴. قراردادفوق روتنظیم وامضا مینمایند بعدازیک ماه طرح دعوی الزام به انجام تعهدوایفاشروط رو مطرح که خریدارفروشنامه مقدم ۱۶/۹/۱۳۸۳باورودثالث دادگاه حکم به ابطال معامله دوم وموخریعنی همین قراردادصوری صادرمینماید که درهردومرحله بدوی وتجدیدنظر من حضورنداشتم وغیابی بود پرونده مربوبه سال ۸۴ میباشد پس از۱۵ سال خریدار فروشنامه ابطال شده طرح دعوی استردادثمن معامله به جهت مستحق الغیردرامدن مبیع رامطرح که دادگاه حکم به محکومیت استردادثمن وخسارت واره مینماید که درمرحله واخواهی شاهدما که برادرخان خریداربود نیامد وواخواهی ما رد شد درتجدیدنظرهم به این دلیل که تجدیدنظرخواه با امضا زیرقرارداداقراربه دریافت ثمن نمود وانکاربعدازاقرارمسموع نیست دادنامه بدوی تایید شد عاجزانه خواهش دارم راهنمایی کنین ایا با یک دعوی جدید وطرح اون بابت بطلان عوی اصلی ایشون یعنی الزام به انجام تعهد یه درقبال دعوی استردادثمن میتونم حق خودمو ثابت کنم چون الان براساس شکایت کیفری بابت شهادت کذب برعلیه یکی ازگواهان دردادیاری. گواه من که اون روز نیومد برای تبریه کردن برادرش کسی که گواهی کذب داد باحضور دردادیاری اظهارداشت که معامله. برای تضمین ودادن فرصی برای پرداخت بدهی بوده ومهمتر اینکه خریدارصوری همین معامله وبرادرخانمش درجریان کامل معامله اول بودن یعنی عالم به فساد بودنِ

    اسفند ۳, ۱۴۰۰ در ۲۳:۴۴
    • دادپویان حامی

      سلام خیر نمی تواند لیکن مبایعه نامه ها و احکام محاکم باید مورد بررسی قرار گیرد

      اسفند ۷, ۱۴۰۰ در ۱۰:۳۷
  • صفاذاکری

    باسلامِِ درمورخه ۱۳۸۳/۹/۱۶فروشنامه ای تنظیم میشود بعدازحدود۳ماه فروشنامه ای که صوری بوده وهیچ قصدی برانجام عقدبیع نبوده تنظیم میشود بعدازیکماه خریدارمعامله صوری دوم دادخواست الزام به انجام تعهدوایفاشروط مطرح وخریداران فروشنامه مقدم ورودثالث کرده ودادگاه باتوجه به عدم حضوره فروشنده وعدم دفاع نسبت به دعاوی مطروحه حکم به ابطال معامله دوم صادر میکند وباتجدیدنظرخواهی خریدارمعامله دوم حکم قطعی میشود بعداز ۱۵سال خریدارمعامله باطل شده دردادگاه حقوقی طرح دعوی استردادثمن معامله به جهت مستحق الغیردرامدن مبیع وغرامات حاصله را میکند با استنادبه ماده ۳۹۰و۳۹۱ قانون مدنی ورای وحدت رویه ۷۳۳ دادگاه حکم به استردادثمن وخسارت وارده ازتاریخ عقدتا زمان پرداخت دراجرای احکام راصادرمیکند سوال بنده این هست ایا وقتی خریداره معامله دوم احراز واثبات وقوع عقدبیع را انجام نداده دادگاه میتوان به دعوی استردادثمن به جهت مستحق الغیردرامدن مبیع رو مطرح ودادگاه بایدرسیدگی میکرد واگرنبایدرسیدگی میکرد ورسیدگی کرد الان میتوان دعوی تقابل به عنوان یک دعوی مستقل مطرح کرد؟درهرصورت راهنمایی بفرمایید ممنون میشم

    اسفند ۳, ۱۴۰۰ در ۱۶:۱۰
    • دادپویان حامی

      سلام خیر نمی تواند لیکن مبایعه نامه ها و احکام محاکم باید مورد بررسی قرار گیرد

      اسفند ۷, ۱۴۰۰ در ۱۰:۳۵
  • رضا

    با سلام
    از راهنماییهای مفید شما سپاسگزارم

    آذر ۲۰, ۱۴۰۰ در ۰۸:۰۲
    • مدیریت

      سپاس از همراهی شما

      آذر ۲۷, ۱۴۰۰ در ۱۱:۲۸

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    یک + شانزده =