بطلان عقد نکاح یکی از نهادهای مهم حقوق خانواده است که دارای شرایط حقوقی خاص میباشد. دعوای ابطال عقد نکاح زمانی مطرح میگردد که یکی از طرفین ادعا نماید که عقد نکاح دارای شرایط صحت نبوده و از نظر قانونی یا شرعی باطل میباشد. بطلان عقد نکاح با طلاق و فسخ نکاح تفاوت دارد و هر یک شرایط و آثار حقوقی خاص خود را دارند.
در این مقاله به بررسی موارد ابطال عقد نکاح و شرایط صحت آن، نحوه طرح دعوا و تاثیر رابطه زناشویی و تعیین تکلیف مهریه در صورت باطل بودن نکاح پرداختهایم.
اگر میخواهید بدانید در چه صورت عقد نکاح باطل است و پس از بطلان ازدواج چه اتفاقی برای حقوق زن و مرد میافتد و چه کسانی میتوانند دادخواست ابطال عقد نکاح را مطرح کنند، این مقاله را تا انتها بخوانید تا پاسخ پرسشهای خود را پیدا کنید.
بطلان نکاح چیست؟
بطلان نکاح به این معناست که عقد ازدواج به دلیل وجود یک مانع قانونی یا فقدان شرایط لازم، از نظر حقوقی فاقد اعتبار باشد. در اینصورت، برخلاف فسخ نکاح، مسئله صرفاً برهم زدن یک عقد صحیح نیست بلکه اساس عقد باید بررسی شود که آیا صحت آن از ابتدا احراز شده است یا خیر.
عقد نکاح در چه مواردی باطل است؟
عقد نکاح زمانی باطل است که از همان ابتدا یکی از شروط شرعی و اساسی را نداشته باشد و یا مانعی قانونی برای ازدواج میان زن و مرد وجود داشته باشد.
مهمترین موارد ابطال عقد نکاح به شرح ذیل است:
- نکاح با محارم نسبی، سببی یا رضاعی: ازدواج با شخصی که به موجب نسب، سبب، شیرخوارگی و یا ازدواج در میان آنها حرمت واقع شده است.
- ازدواج با زن شوهردار: وجود عقد نکاح قبلی مانع شرعی و قانونی جهت وقوع عقد نکاح جدید است.
- ازدواج با زنی که در عده است: از دیگر موجبات بطلان عقد نکاح ازدواج با زنی است که قانون برای او عده مقرر کرده است و تا زمانی که عده او کامل نشده باشد حرمت و منع شرعی و قانونی برای ازدواج وجود دارد.
- انعقاد نکاح در حال احرام: اگر طرفین نسبت به باطل بودن عقد نکاح در حین احرام علم داشته باشند، حرمت ابدی ایجاد می شود.
- تعلیق در عقد نکاح: تعلیق به این معناست که ایجاد اثر عقد به تحقق یک امر دیگر در آینده وابسته شود. عقد معلق در قانون ما صحیح می باشد اما یک استثنا دارد که آن هم عقد نکاح است. طبق ماده 1068 قانون مدنی تعلیق در عقد نکاح موجب بطلان است اما چنانچه تعلیق نکاح به شرایط صحت آن باشد موجب بطلان نکاح نمی شود.برای مثال، اگر شخصی عقد نکاح را به نحوی منعقد کند که تحقق آن منوط به وقوع یک حادثه یا تحقق شرطی در آینده باشد، بحث تعلیق مطرح میشود.
- نبود قصد واقعی برای ازدواج: اگر عقد بدون قصد واقعی برای ایجاد نکاح واقع شود، نمیتوان آن را یک عقد صحیح دانست.یعنی طرفین با قصد ازدواج داشته باشند. البته که اجبار، اشتباه و نبود رضایت هر یک دارایی آثار حقوقی متفاوتی است.
شرایط صحت عقد نکاح
شرایط قانونی صحت عقد به شرح ذیل می باشد:
- قصد و انشای عقد: برای ایجاد نکاح باید اراده واقعی برای ایجاد رابطه زوجیت وجود داشته باشد. صرف شوخی، وعده ازدواج یا بیان عباراتی که قصد ایجاد عقد از آنها فهمیده نمیشود، به معنای انعقاد نکاح نیست.
- ایجاب و قبول: بر اساس ماده ۱۰۶۲ قانون مدنی نکاح با ایجاب و قبول و الفاظی که صریحاً بر قصد ازدواج دلالت داشته باشند واقع میشود.
- اهلیت عاقد: عاقد کسی است که صیغه عقد را جاری می کند. در اینصورت این شخص می بایست دارای اهلیت باشد.
- لزوم اختلاف جنس: اختلاف جنس از شرایط اساسی نکاح است و نکاح بین دو همجنس نمی تواند تحقق پیدا کند. در صورتی که هنگام عقد نکاح همجنس بودن طرفین مشخص نباشد و نکاح صورت گیرد، می توان برای ابطال عقد نکاح و شناسنامه به دادگاه مراجعه نمود و دادگاه با ارجاع امر به کارشناس(پزشکی قانونی) چنانچه احراز نماید طرفین همجنس هستند حکم بطلان نکاح و ابطال آن و اصلاح شناسنامه را صادر می نماید.
- لزوم تعیین زن و شوهر: تعیین زن و شوهر به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص شخص طرف دیگر شبهه نباشد شرط صحت نکاح است. بدین صورت که ممکن است اشتباه صورت گرفته اراده را به کلی زایل نماید و موجب بطلان نکاح شود و یا تنها حق فسخ به آن فرد دهد و در برخی مواقع نیز اشتباه صورت گرفته تاثیری در نکاح نداشته باشد که در خصوص هر کدام توضیح مختصری خواهیم داد.
- الف) اشتباه در هویت جسمی در عقد نکاح: چنانچه اشتباه در هویت جسمی صورت گیرد بهگونه ای که شخصی به جای دیگری طرف عقد قرار گرفته باشد در این صورت به جهت لطمه به اساس عقد که همان توافق اراده می باشد عقد نکاح باطل می گردد.
- ب) اشتباه در اوصاف: چنانچه اشتباه در اوصاف طرف دیگر باشد بدین صورت که مرد تصور کند که زن باکره است یا زن تصور کند مرد دارای شغل یا مقام خاصی است و بعدا معلوم شود که آن فرد فاقد وصف مورد نظر بوده این اشتباه به طرف دیگر حق فسخ نکاح می دهد البته به شرطی که آن وصف خاص در عقد شرط شده باشد یا طرفین بر آن توافق کرده باشند.
شرایط باطل شدن عقد دائم
عقد دائم زمانی باطل محسوب میشود که از همان زمان وقوع عقد، یکی از شرایط اساسی صحت نکاح وجود نداشته باشد و یا مانعی قانونی یا شرعی برای ازدواج میان زن و مرد وجود داشته باشد. بنابراین صرف اختلاف زوجین، عدم تفاهم، ترک زندگی مشترک یا گذشت چند ماه از ازدواج، باعث باطل شدن عقد دائم نمیشود.
باطل شدن عقد در صورت نداشتن رابطه
نداشتن رابطه زناشویی بهخودیخود باعث بطلان عقد نکاح نمیشود. اگر زن و مرد با رعایت شرایط قانونی ازدواج کرده باشند، صرف اینکه پس از ازدواج رابطه زناشویی میان آنها برقرار نشده باشد، موجب باطل شدن عقد نخواهد شد.دعوای بطلان عقد نکاح زمانی مطرح میشود که از ابتدا مانعی قانونی برای ازدواج وجود داشته باشد یا شرایط لازم برای صحت و انعقاد عقد رعایت نشده باشد. بنابراین نمیتوان صرفاً به دلیل اینکه زوجین چند ماه یا حتی مدت طولانی با یکدیگر رابطه نداشتهاند، نتیجه گرفت که ازدواج باطل شده است.
البته نداشتن رابطه زناشویی میتواند در برخی شرایط آثار حقوقی دیگری در رابطه با مهریه و مطالبه نفقه داشته باشد.
بیشتر بدانید: شکایت کیفری نفقه
دادخواست ابطال عقد نکاح
همانگونه که گفتیم چنانچه عقد نکاح دارای شرایط صحت نباشد و یا اینکه شرطی در عقد نکاح درج شود که باطل بوده و باعث ابطال عقد نکاح باشد میتوان در دادگاههای خانواده دادخواست ابطال عقد نکاح را تقاضا نمود.
دعوای بطلان عقد نکاح می تواند از سوی هر یک از زوجین اعم از زن یا شوهر مطرح گردد. در صورتی که پس از رسیدگی برای قاضی محرز شود عقد نکاح صحیح نبوده و شرایط صحت عقد را ندارد، رای بر بطلان عقد نکاح صادر میگردد.
در این دعوا، صرف ادعای باطل بودن ازدواج کافی نیست و باید علت بطلان و دلایل مربوط به آن بررسی شود. دادگاه پس از رسیدگی به مدارک و ادعاهای طرفین و در صورت نیاز استفاده از نظر کارشناسی یا سایر ادله، درباره صحت یا بطلان نکاح تصمیمگیری میکند.
بطلان نکاح و مهریه
یکی از مهمترین پرسشها پس از مشخص شدن بطلان ازدواج این است که تکلیف مهریه چه میشود؟ پاسخ به این سوال به شرایط وقوع نکاح و بهویژه این موضوع بستگی دارد که آیا میان زوجین نزدیکی واقع شده است یا زن و مرد هنگام نزدیکی از فساد نکاح اطلاع داشته یا خیر.
اگر نکاح باطل باشد و نزدیکی نیز صورت نگرفته باشد، زن از بابت عقد باطل، مستحق مهریه نخواهد بود. اما اگر با وجود بطلان نکاح، نزدیکی واقع شده باشد، قانون در شرایطی برای زن مهرالمثل در نظر گرفته است.
اگر زن از فساد نکاح بیاطلاع بوده و با این تصور که ازدواج صحیح است رابطه زناشویی برقرار کرده باشد، زن مستحق مهرالمثل میشود. اما اگر زن با آگاهی از باطل بودن نکاح اقدام به برقراری رابطه کرده باشد، حکم متفاوت خواهد بود.
بنابراین نمیتوان درباره بطلان نکاح و مهریه یک حکم کلی صادر کرد و باید علت بطلان، وقوع یا عدم وقوع نزدیکی و آگاهی یا ناآگاهی زن از فساد نکاح را بررسی کرد.
تفاوت فسخ نکاح و بطلان نکاح
بطلان نکاح و فسخ نکاح دو مفهوم حقوقی متفاوت هستند.
در فسخ نکاح، عقد از ابتدا صحیح بوده و به دلیل وجود یکی از مواردی که قانون پیشبینی کرده، برای یکی از زوجین حق فسخ ایجاد میشود. به زبان ساده، در بطلان، ایراد از اصل عقد است، اما در فسخ، عقد صحیح است و بعداً یکی از طرفین با استناد به یک علت قانونی میتواند آن را برهم بزند.
تفاوت بطلان نکاح و طلاق
طلاق برای پایان دادن به یک نکاح صحیح مطرح میشود، در حالی که بطلان ناظر به عقدی است که از ابتدا فاقد شرایط لازم برای اعتبار بوده است.
در طلاق، اصل بر این است که رابطه زوجیت بهصورت صحیح ایجاد شده و مطابق شرایط قانونی به آن پایان داده میشود. اما در بطلان نکاح، بحث اصلی این است که آیا اساساً عقد صحیح و معتبر ایجاد شده است یا خیر.
پیشنهاد مطالعه: در طلاق توافقی چه چیزهایی به زن تعلق میگیرد؟
شروط ضمن عقد ازدواج
در عقد نکاح نیز مانند سایر قراردادها ممکن است طرفین شروطی را درج نمایند. شروط ضمن عقد را می توان به شروط باطل و صحیح تقسیم نمود:
شروط باطل: شروط باطل همیشه مبطل عقد نمیباشند بلکه گاهی مفسد عقد بوده و به ارکان عقد لطمه میزند که در آن حالت موجب بطلان عقد است و گاهی موجب فساد در عقد نیست.
شروطی که باطل است ولی به صحت عقد لطمه نمی زند به سه دسته تقسیم میشود:
- شرط غیرمقدور
- شرط بیفایده
- شرط نا مشروع.
شروط باطل که مبطل عقد است: این شروط به شروطی اطلاق میشوند که خلاف مقتضای ذات عقد باشد و یا اینکه شرط مجهولی باشد که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود. مثالی که میتوان در این خصوص زد این است که شرطی که باعث تعلیق عقد نکاح می شود باعث ابطال عقد نکاح میگردد و یا اینکه شرط شود که زن و شوهر وظایف زوجیت را انجام ندهند که این شرط نیز خلاف مقتضای عقد نکاح بوده و هم شرط و هم عقد نکاح باطل میباشد.
شروط صحیح: شروط صحیح مانند اینکه صفت خاصی برای هر یک از زوجین یا در مهر شرط شده باشد که به آن شرط صفت گفته میشود. حال چنانچه هر یک از طرفین این شرط را دارا نباشد کسی که شرط به نفع او شده است می تواند نکاح را فسخ کند. و یا اینکه شرط درج شده شرط نتیجه باشد مانند شرط وکالت برای طلاق که این شرط نیز از شروط صحیح می باشد. یا شرط درج شده شرط فعل باشد مانند اینکه بر شوهر شرط شود که برای زن در شهر معینی مسکن تهیه نماید که در صورت عدم انجام تعهد طرفی که شرط به نفع او شده است می تواند الزام شخص متعهد را برای انجام آن از طریق محاکم دادگستری بخواهد.
کلام پایانی
بطلان عقد نکاح صرفاً با نارضایتی از زندگی مشترک، نداشتن رابطه یا گذشت چند ماه از ازدواج ایجاد نمیشود. زمانی میتوان از بطلان نکاح صحبت کرد که هنگام انعقاد عقد، یکی از شرایط اساسی صحت نکاح وجود نداشته باشد یا مانع قانونی برای ازدواج وجود داشته باشد مانند برخی موارد نکاح با محارم، ازدواج با زن شوهردار یا در عده و سایر مواردی که در مقاله به آن اشاره کردیم. بنابراین اگر میپرسید در چه صورت عقد نکاح باطل است، پاسخ دقیق همیشه به علت و شرایط خاص همان ازدواج بستگی دارد.
دفتر حقوقی بین المللی دادپویان حامی با بیش از ۲۰ سال سابقه فعالیت و با بهره گیری از وکلای متبحر و با تجربه در این زمینه، آماده ارائه خدمات تخصصی حقوقی و مشاوره در این حوزه به شما عزیزان است.

شوهر دخترم بنا به دلایل غیر منطقی اظهار مینماید باید قید پدر و مادر و فامیلتان را بزنید او نیز بخاطر لجاجت شوهرش علیرغم میل باطنی با ما قطع رابطه نموده است و مدت ۹ ماه است از حال واحوال او خبری ندارم آیا میتوانم به قانون مراجعه نمایم.
متاسفانه راه قانونی ایی ندارید. چون این انتخاب خود دختر شما بوده و نه به اجبار همسرش، البته که درخواست و اصرار همسر از زنش، اجبار محسوب نمیشود. علاوه بر این، در هیچ کجای قانون، این عمل دامادتون، به عنوان جرم ذکر نشده است.
سلام آقا من مشکلی دارم و میخواهم بدانم راه حلی برای آن وجود دارد؟
و اگر هست چگونه و چقدر باید پرداخت کنم؟
من در سوئد زندگی می کنم و 5 فرزند دارم و 3 سال است که طلاق گرفته ام اما با شخصی در ایران آشنا شدم و تصمیم به ازدواج گرفتیم.
اما من در آن زمان مدرک ایرانی نداشتم اما ارائه دادم و گواهی ملیت و پاسپورت به من دادند اما در گواهی تابعیت چیزی ذکر نکردند که من طلاق گرفته ام و بچه دارم و وقتی از آنها پرسیدم گفتند نیازی ندارد چون پدرشان عراقی است
و من به ایران رفتم و با هم ازدواج کردیم و قرارداد نوشتیم اما در قرارداد ذکر نکردند که من طلاق گرفته ام و بچه دارم و من و مرد نمی دانستیم که این عقد برای زن اول بار ازدواج مى كنه . بار اول و چون خانواده ما ازدواج ما را قبول نکردند، به تنهایی رفتیم و قرارداد از پدرم خواست و من به او گفتم که فوت کرده است و مدرک فوتش را به او دادم.
اما بعداً متوجه شدیم که قرارداد نادرست است و اشتباهی وجود دارد و من نمی دانم چگونه آن را برطرف کنم.
راهی برای انجام آن هست؟
سلام سوال شما واضح نیست