الزام به تحویل مورد اجاره

الزام به تحویل مورد اجاره ، یعنی پس از انعقاد قرارداد اجاره، در تاریخ معین یا در صورت عدم ذکر تاریخ تحویل، هنگام قرارداد ،عین مستأجره به مستاجر تحویل داده شود .

شرایط الزام مالک به تحویل مورد اجاره

مستأجر هنگامی می تواند موجر را به تحویل مورد اجاره ملزم کند، که دو یا چند نفر قراردادی کتبی را برای اجاره یک ملک، حال چه مسکونی، چه اداری و چه تجاری میان خود منعقد کنند و یا شفاهاً قرار دهند و هنگام رسیدن موعد تحویل ملک، مالک از تحویل ملک مذکور خودداری کند؛ اینجاست که مستاجر میتواند با مراجعه به دادگاه دادخواست خود را برای عدم تحویل ملک توسط مالک، تقدیم دادگاه کند و مستأجری که ملک اجاره ای را از مالک یا همان موجر تحویل نگرفته، خواهان و طرف مطرح کننده شکایت به حساب آمده و باید شکایت خود را از طرف دادگاه به دست مالک یا موجر برساند.

لازم به یادآوری است که مطابق ماده 476 قانون مدنی، موجر باید عین مستاجره را تسلیم مستاجر کند و در صورت امتناع، موجر اجبار میشود و در صورت تعذر اجبار، مستاجر خیار فسخ دارد و ما داریم حالتی را متصور می شویم که مستأجر نخواهد از حق فسخ خود استفاده کند.

در این حالت، دادگاه با بررسی مدارک و مستندات پرونده اقدام به صدور رای قطعی می کند و در صورتی که ثابت شود موجر با اختیار و عمداً ملک مورد نظر را تحویل مستاجر نداده است، طبق حکم دادگاه ملک را باید به اجبار تحویل مستأجر دهد و در صورت وجود موانع برای عدم تحویل عین مستتأجره به مستاجر، مستأجر حق فسخ و باطل کردن قرارداد اجاره را دارد و می تواند وجه داده شده به مالک را از وی مسترد کند.

دعوای الزام موجر به تحویل مورد اجاره به مستاجر

اگر به دلایل قهری، مانند آتش سوزی، زلزله و… عین مستأجره یا همان ملک مورد اجاره از بین برود، اجاره نامه باطل می شود.

در مورد اموال غیرمنقول عرف این است که تحویل کلید ملک، همان تحویل ملک می باشد، البته به شرطی که امکان استفاده و بهره برداری کامل و در حد عرف از ملک وجود داشته باشد؛ یعنی لوازم آن مانند کولر، بخاری یا شیرآلات آن قابل استفاده باشد؛ که البته سوای عرف در این موضوع، ماده 477 قانون مدنی هم در این خصوص اعلام میدارد که: موجر باید عین مستأجره را در حالتی تسلیم کند که مستأجر بتواند استفاده‌ی مطلوبه را بکند.

مستاجر اجازه دارد تا وقتی که مورد اجاره را تحویل نگرفته است، از پرداخت اجاره بها به موجر یا صاحب خانه خودداری نماید.

هر گاه مستاجر نتواند موجر را ملزم کند، میتواند قرارداد اجاره را فسخ نماید و اگر نخواهد که قرارداد مذکور را فسخ کند، میتواند برای اجرت المثل منافع به موجر، رجوع کند.

ممکن است در قرارداد اجاره ذکر شود که در صورت تاخیر موجر در تحویل مورد اجاره مبلغی بعنوان خسارت تعیین شود، در اینصورت مستاجر میتواند که در دادخواست تقدیمی خود به مرجع قضایی، خسارت تأخیر انجام تعهد از سوی موجر را تا روز تقدیم دادخواست مطالبه کند.

فراموش نکنیم که اجرت‌المثل را در جایی می توان مطالبه کرد که کسی از مال دیگری منتفع شود و عین مال باقی مانده باشد و برای مدتی که منتفع از آن بوده، بین طرفین مال‌الاجاره معین نشده باشد؛ حال بدون اذن مالک استیفاء مزبور صورت گرفته باشد و یا با اذن او، اما اجرت عمل که به آن حق‌العمل نیز می گویند در اصطلاح فقهی به معنای مزد خدمت و کار کارگر است پس میان دو فرآیند اجرت‌المثل و اجرت عمل یا حق‌العمل، تفاوت‌هایی وجود داشته و تفاوت قائل نشدن بین این دو مفهوم و درخواست هر دو در یک دادخواست،  ممکن است باعث عدم قابلیت استماع آن در دعاوی بشود.

مدارک مورد نیاز برای طرح دعوای الزام به تحویل مورد اجاره

مستأجر برای تنظیم شکایت، باید اجاره نامه کتبی و معتبر دارای تاریخ و… را به دادگاه صالح، که همان دادگاه محل وقوع ملک میباشد ارائه دهد.

نحوه اجرای رای الزام به تحویل مورد اجاره

پس از صدور رأی مبنی بر الزام به تحویل مورد اجاره به مستاجر و قطعیت آن، می توان تقاضای صدور اجرائیه نمود و با تشکیل پرونده اجرایی چنانچه موجر حاضر به اجرای حکم و تحویل مورد اجاره نگردد، مستأجر می تواند قرارداد را فسخ نموده و مبلغ ودیعه پرداختی به موجر را مطالبه نماید.

به این مقاله چه امتیازی می دهید؟
(رای: 0 امتیاز: 0)
فهرست