دعوای قلع و قمع

قلع و قمع از واژه هایی است که در زبان و ادبیات فارسی هم به وفور استفاده می شود و در لغت به معنای ریشه کن کردن و سرکوب کردن است و البته معنای اصطلاحی آن هم که در حقوق استفاده می شود از معنای لغوی آن دور نیست و به همین معناست. در علم حقوق مراجع ذیصلاح  چه قضایی و چه غیر قضایی از این دو واژه به عنوان حکمی برای از بین بردن ابنیه، اشجار،اعیانی استفاده می کنند.البته برای اینکه دعوای قلع و قمع شکل بگیرد و حکم برای آن صادر شود به شروطی نیاز است.

قلع و قمع به بیانی ساده

فرض کنید شما صاحب ملکی هستید ، در ملک شما بدون اجازه ،فرد دیگری اقدام به احداث بنا یا اشجار یا هر مستحدثاتی می کند شما پس از آگاهی از این موضوع بسیار شاکی می شوید و از فرد مقابل درخواست امحاء ابنیه ، اشجار و مستحدثات را می کنید اما فرد مقابل به تصرف خود ادامه می دهد، در این جاست که قانون به شما اجازه داده است که برعلیه فرد مزبور دعوی مطرح کنید.اما اینکه چگونه دعوی را باید مطرح کنید ،چه دلایل و مستنداتی باید ارائه دهید، در چه مرجعی باید این عمل را انجام دهیدو… همه و همه مستلزم این است که دانش حقوقی لازم را در این زمینه داشته باشید.

دعوای قلع و قمع

دعوای قلع و قمع

شرایط شکل گیری دعوای قلع و قمع

دعوی قلع و قمع در صورتی که شرایط لازم را داشته باشد شکل می گیرد، شروط شکل گیری دعوی قلع و قمع ۳ مورد است.

۱)اولین شرط این است مالکیت خواهان محرز باشد ، یعنی کسی که دعوا را اقامه می کندمالک باشد و بر روی او شک و شبهه ای نباشد البته در نوع مالکیت که مالک عین باشد یا منفعت یا مشاع و مفروض تفاوتی نیست .

۲)خوانده در ملک مزبور احداث ابنیه ، اعیان ، اشجار کرده باشد ، به عبارت بهتر مستحدثاتی منظور است که جا به جایی آن ها جز با خراب کردن آن ها مقدور نباشد.

۳)خوانده بدون مجوز قانونی یا قراردادی این امر را انجام داده باشد.

روند اقامه دعوای قلع و قمع

پس از بیان ۳ شرط اصلی دعوای قلع و قمع به توضیحات تکمیلی و البته تاثیر گذار در روند اقامه دعوی از لسان وکیل متخصص دعاوی ملکی میپردازیم. ایشان بیان میکنند: برای اینکه بتوان دعوای قلع و قمع را اقامه کرد باید هر ۳ شرط مزبور در کنار یکدیگر جمع باشند و نبود هر کدام از شروط باعث می شود که د عوی قلع و قمع قابل اقامه نباشد.

بیشتر بخوانید :  الزام خریدار به تخلیه و استرداد ملک

بدین صورت که اگر بطور مثال خواهان ، مالک نباشد اصلا اجازه طرح چنین دعوی را ندارد و یا اینکه خواهان بدون آگاهی و علم از اینکه ملک مزبور متعلق به دیگری است در آن احداث بنا ،اشجار و … کرده باشد نمی توان بر او چنین دعوایی را بار کرد، فلذا عدوانی بودن عمل خوانده در شکل گیری این دعوی نقش اساسی دارد.

شرط دیگری که برای شکل گیری دعوی قلع و قمع بیان شده است بدون مجوز بودن عمل خوانده است.لازم است بدانید که مجوز برای احداث به دو دسته قانونی و قراردادی تقسیم می شود.گاهی خواهان به موجب قرارداد اجاره ای که با فردی منعقد می کند اجازه کشت و زرع در ملک خود را به طرف مقابل می دهد«مثل عقد مزارعه » پس در صورت وجود چنین مجوزی اجازه قلع و قمع زراعت را قبل از پایان مدت اجاره ندارد.

جالب است بدانید..

گاهی قانون اجازه احداث را به خوانده می دهد.بدین شکل که در مواردی در قانون برای زمین های موات که موجود هستند به افراد اجازه داده است آن ها را احیاء و آباد کند.

اما یک سوال؟

  اگر بعد از احیا و آباد کردن چنین زمین هایی صاحبان آن ها از راه برسند. آیا می توان خوانده را که بدون قصد و غرض و با اجازه قانون چنین عملی را که انجام داده است با دعوی قلع و قمع مورد محاکمه قرار داد؟

در پاسخ ،باید اذعان داشت که ؛پس از اینکه شرایط فوق بررسی شد و این نتیجه حاصل شد که ارکان دعوای قلع و قمع فراهم است می توان این دعوی را اقامه کرد و البته بدانید که این دعوی مستقل است و نیازمند درخواست خواهان می باشد.

نحوه طرح دعوای قلع و قمع

۱)قلع و قمع می تواند به صورت یک خواسته مستقل مطرح شود.

۲)قلع و قمع می تواند به تبع دعاوی حقوقی دیگر مطرح گردد.

قلع و قمع می تواند به صورت یک خواسته مستقل باشد که در این صورت باید دادخواست مورد نظر با توجه به اینکه خواهان قصد اقامه دعوای حقوقی یا کیفری را دارد به مرجع مربوطه داده شود مثل جرم تغییر کاربری که باید مستقلا مطرح شود.

و دسته دوم که قلع و قمع در آن ها به تبع دعاوی حقوقی دیگر مطرح می گردد.

 

گاهی ممکن است در دعاوی که مطرح می شود، خواسته اصلی خواهان قلع و قمع نباشد بلکه به تبع دعوای اصلی که طرح می شود قلع و قمع را هم خواهان درخواست می کند،دعاوی همچون رفع تصرف عدوانی ، مزاحمت و ممانعت از حق ، خلع ید ازدعاوی هستند که به عنوان دعوای اصلی مطرح می شوند و در کنار خواسته اصلی هر کدام از این دعاوی که ارکان و اشکال خود را دارند خواهان درخواست قلع و قمع را هم برای اعاده وضع سابق مطرح می کند. تصور کنید فردی برای تصرف عدوانی اقامه دعوا کرده است ،در این دعوا قصد خواهان ،خارج کردن مال غیر منقول خود از دسترس کسی است که آن مال را به ناحق تصاحب کرده است،خواهان تقاضای رفع تصرف عدوانی را به عنوان خواسته اصلی خود مطرح می کند و در کنار آن قلع و قمع و رفع حالت تجاوز و هم چنین جبران خسارت را مطرح می نماید.

در دعاوی مزاحمت ، ممانعت از حق و خلع ید هم به همین شکل است که دعوای اصلی مورد دیگری است ، اما برای اعاده وضع به حالت سابق تقاضای قلع و قمع هم لازم است.

بیشتر بخوانید :  عقد رهن چیست؟

فلذا اگر قرار است چنین دعاوی اصلی مطرح شود باید توجه کرد که در کنار آن ها می توان به چنین دعاوی هم متصل شد تا جبران خسارت و اعاده وضع به حالت سابق به درستی انجام بگیرد.

مرجع رسیدگی به دعوای قلع و قمع

رسیدگی به دعوای قلع و قمع بسته به اینکه شکایت کیفری باشد یا حقوقی ، مرجع قضایی خاص خود را می طلبد.

لازم به ذکر است که در هر دو مرجع کیفری یا حقوقی بنا به درخواست خواهان می توان این دعوی را مطرح کرد.البته نباید این مورد را از نظر دور کردکه دادگاه های حقوقی،قصد جبران خسارت دارند و دادگاه های کیفری به جنبه جرم گونه عمل نظر می کنند.مصداق کیفری قابل مثال در این بحث ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی است که البته در این مورد فقط به مجازات بسنده می شود و برای جبران خسارت مستلزم دادخواست حقوقی هم هست.

و با توجه به اینکه خواهان قصد اقامه کدام دعوی را داشته باشد اگر قصد دعوی حقوقی کند که مرجع صالح برای تقدیم دادخواست طبق ماده ۱۲ ق.ا.د.م مکانی است که مال غیرمنقول واقع است. و از آنجائی که دعوای قلع و قمع نسبت به مال غیر منقول است، رسیدگی با دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع مال غیر منقول است . و اگر متقاضی دعوای قلع و قمع ، قصد طرح کردن شکایت کیفری را داشته باشد،به شکایت کیفری او در دادگاه محل وقوع جرم رسیدگی می شود و بررسی و تحقیقات در خصوص موضوع و صدور قرار جلب به دادرسی با دادسرایی است که در معیت دادگاه صالح قرار دارد.

بیشتر بخوانید :  تفاوت دعوای خلع ید و رفع تصرف عدوانی

و ذکر این نکته هم لازم است که رسیدگی به اتهام شرکا و معاونین هم در همین دادگاه فوق رسیدگی می شود.

البته این نکته را هم نباید از نظر دور کرد که…

رسیدگی به دعوای قلع و قمع بسته به اینکه در کدام یک از دادگاه ها رسیدگی شود،ساز و کارهای خاص خود را می طلبد که بهتر است برای بررسی اینکه طرح کدام یک از این روش ها نفع مارا بهتر تامین می کند مشورت با اهل فن رشته حقوق را از یاد نبریم.

روند رسیدگی به قلع و قمع

از مهم ترین اصولی که می تواند رسیدگی به یک دعوی را به سر منزل مقصود برساند و نتیجه مطلوب را در برداشته باشد طی کردن طرق صحیح رسیدگی به یک دعوی است.هر دعوایی برای رسیدن به نتیجه مطلوب نیازمند برداشتن گام های دقیق و به موقع در روند رسیدگی است که دعوای قلع و قمع هم از آن مستثنی نیست.

اولین گام در رسیدگی به این دعاوی احراز مالکیت فردی است که به عنوان خواهان اقامه دعوا می کند که جهت احراز مالکیت باید از اداره ثبت اسناد و املاک محل وقوع ملک استعلام صورت بگیرد تا محرز شود که ملک در حقیقت متعلق به خواهان است.

پس از احراز این مورد قرار کارشناسی برای محاسبه خسارت و… صادر می گردد. که البته باید حق الزحمه کارشناس پرداخت شود و در غیر اینصورت قرار کارشناسی ابطال می گردد . پس از پرداخت هزینه های مقرر، وقت جهت تحقیق و معاینه محل تعیین می گردد و سپس وقت نظارت برای کارشناس تعیین می گردد، کارشناس در محل مورد نظر حضور پیدا میکند و امر کارشناسی را انجام می دهد و در نهایت اگر اعتراضی به قرار کارشناسی صورت نگیرد دادگاه اقدام به صدور رای می نماید.

چه بسا دعاوی بوده اند که نظر کارشناس به درستی صورت نگرفته است و متقاضیان به نظر کارشناس به دلیل عدم آگاهی از حق اعتراض ،ایرادی وارد نکرده اند در حالیکه می توان به نظر کارشناس اعتراض کرد.

روند رسیدگی شاید در کلام روند پیچیده ای به نظر نرسد اما لازم به ذکر است که طی کردن هر کدام از مراحل ، دشواری های خاص خود را دارد که دانش و تخصص خود را می طلبد.لذا توصیه می شود جهت تسریع در روند رسیدگی ، دعوی خود را به کسانی محول کنید که در سابق بارها و بارها این مسیر را طی کرده اند و با تمام پستی ها و بلندی های راه آشنایی دارند.موسسه حقوقی دادپویان حامی آماده ارائه مشاوره حقوقی و قبول وکالت در این زمینه است . با ما تماس بگیرید.

به این مقاله چه امتیازی می دهید؟
(رای: امتیاز: )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست