مقالات و نکات کاربردی

مقررات مالیاتی از وضع تا اجرا

مقالات و نکات کاربردی

وضع مالیات و نحوه وصول آن به موجب قانونی که به قانون مقررات مالیاتی مرسوم است تعیین می گردد تفسیر قوانین و مقررات مالیاتی امری پیچیده و دشوار است و نمی توان به آن همچون قوانین عادی نگریست. در برقراری یک سیستم مالیاتی شرایطی باید مورد توجه قانونگذار قرار گیرد مانند اینکه :

images-22
مقررات مالیاتی از وضع تا اجرا

1- مالیات متناسب با توانایی مالیات دهنده باشد

2- افراد و اشخاصی که از دیدگاه مالیاتی، در شرایطی یکسان قرار دارند مالیاتی برابر بپردازند

3- تمام افراد و اشخاصی که عضویت یک جامعه را دارند مشمول مالیات گردند مگر افرادی که درآمدشان تکافوی تأمین حداقل معیشت آنان را ننماید

4- اصل مالیات بایستی مشخص و مسلم باشد یعنی مأخذ تعلق مالیات-زمان پرداخت و طریقه پرداخت و مبلغ مالیات معین باشد

5- مالیات باید طوری تنظیم شود که از لحاظ زمان پرداخت و طریقه پرداخت، حداقل فشار ممکنه بر مالیات دهنده وارد نماید و برای دولت نیز در موقع وصول ایجاد زحمت و گرفتاری ننماید.

1- قلمرو اجرای قوانین و مقررات مالیاتی در زمان

در این زمینه همان اصولی که در اجرای قوانین به طور کلی معمول است معتبر می باشد و قوانین مالیاتی از این لحاظ هیچ ویژگی خاصی ندارد یعنی اگر قانونی وضع گردد نسبت به وضعیت های موجود فوراًٌ اجرا می شود و نه تنها بر وضعیت هایی که بعد از حاکمیت آن به وجود خواهند آمد بلکه اصولاً نسبت به وقایع در حال جریان نیز اجرا می شود مثلاًً زمان وصول مالیات بردرآمد پایان سال است اگر در طی سال قبل از وصول مالیات میزان آن افزایش یافت چون زمان وصول هنوز فرا نرسیده قانون جدید قابل اجرا است: اصولاً قوانین مالیاتی عطف به ما سبق نمی شوند ولی چون هدف اینگونه قوانین تأمین مصالح اجتماعی است قانونگذار در بعضی مواقع قانون را عطف به ماسبق می نماید از قبیل تصفیه بقایای مالیاتی سنوات قبل

2- قلمرو اجرای قوانین و مقررات مالیاتی در مکان

محل اقامت مودی و محلی که مأخذ تعلق مالیات در آنجا قرار دارد در تعیین وضع مالیاتی مودی از لحاظ حقوقی اهمیت کافی دارد در مواردی که محل اقامت مودی و محل اخذ درآمد در یک کشور باشد مسئله ای مطرح نیست ولی در همه موارد محل اقامت مودی و محل اخذ درآمد در کشور واحد نمی باشد بنابراین شخص ممکن است هم از طرف دولت محل اقامتش و هم محلی که مأخذ تعلق مالیات در آنجا قرار دارد مشمول مالیات گردد و مسئله دیگر این است که مودی برای اینکه از زیر بار مالیاتی کشور خود فرار نماید و یا از معافیت بیشتری برخوردار گردد مأخذ تعلق مالیات را به کشور دیگری منتقل می نماید.

download-12

در مورد مسئله نخست مودی که در سرزمین کشور متأخر سکونت دارد و درآمدهایی از کشور نخستین به دست می آورد در خصوص همان درآمد مشمول مالیات دو کشور خواهد بود در مورد مسئله دوم دولت ها می توانند از یک طرف از طریق وضع مقررات داخلی از مالیات مضاعف جلوگیری نمایند و از طرف دیگر با همکاری دو جانبه از طریق تبادل اطلاعات و کمک های قضایی از فرارهای مالیاتی ممانعت نمایند.

اختیارات دستگاه مالیه در مرحله تشخیص و وصول مالیات

الف) اختیارات دستگاه مالیه در مرحله تشخیص

نظام مالیاتی ایران در تشخیص مالیات مبتنی برخود اظهاری است بدین معنی که مودیان بایستی در مواد مقرر به وسیله قانونگذار از طریق اظهارنامه درآمدهای مشمول مالیات خود را اعلام نمایند.

دستگاه مالیه برای احراز صحت و سقم اظهارات مودیان از اختیاراتی به شرح ذیل برخوردار است:

1- دستگاه مالیه می تواند نسبت به اظهارنامه و صورتحساب هایی که مودی تسلیم می نماید توضیحاتی بخواهد و مودی موظف است این توضیحات را در اختیار دستگاه مالیه قرار دهد.

2- دستگاه مالیه می تواند کلیه اطلاعاتی را که برای تشخیص مالیات لازم است از مودی درخواست نماید

در صورتی که دستگاه مالیه تسلیم مدارک و اسنادی از قبیل دفاتر و صورتحساب ها و اسناد معاملات و غیره را درخواست کند مودی مکلف است آنها را در اختیار نهاد درخواست کننده قرار دهد.

این اختیار فقط نسبت به مودی اعمال نمی شود بلکه دستگاه مالیه می تواند هرگونه اطلاعاتی را که لازم بداند از اشخاص ثالث و موسسات کسب کند

3- مالیه حق دارد مکانهایی که اموال مشمول مالیات های غیرمستقیم در آن واقع است تفتیش کند و گاهی هم ممکن است تفتیش به طور مستمر انجام گیرد.

4- مالیه حق ارزیابی و سنجش مأخذ تعلق مالیات را در بعضی موارد دارد

5- دستگاه مالیه قوانینی را جهت ضمانت اجرا قرار داده که در صورت عدم رعایت قوانین مالیاتی توسط مودی اجرا می گردد که این مجازاتها هم جنبه مالی دارد هم جنبه جزائی

جرائمی که جنبه مالی دارند به وسیله مالیه تعقیب و وصول می شود به شرح زیر است:

جرائم مالیاتی معمولاً به صورت افزایش مالیات است یعنی مودی علاوه بر مالیات مقرره مبلغی معادل درصدی از کل مالیات را به عنوان جریمه می پردازد میزان جریمه بستگی به شدت و ضعف تخلف مودی دارد. مثلاً مودی که اظهارنامه تنظیم ننموده بیشتر و مودی که اظهارنامه ناقص تنظیم نموده کمتر می پردازد.

جرائمی که جنبه جزائی دارند به وسیله مراجع قضایی تعقیب می گردند.

اداره امور مالیاتی می تواند مودیانی که جهت فرار از پرداخت مالیات به مدارکی استناد می نمایند که درآمدهای مشمول مالیات را کمتر از میزان واقعی نشان می دهد مورد تعقیب جزائی قرار دهد تعقیب و اقامه دعوی در مراجع قضایی از طرف رئیس سازمان مالیاتی کشور به عمل می آید.

images-23

اختیارات دستگاه مالیه در مرحله وصول

اداره مالیه می تواند راساً دستور اجرا مالیات را صادر بدون اینکه نیازی به مراجعه به مقامات قضایی داشته باشد با قوه قهریه مطالبات مالیاتی خود را وصول کند ولی قبلاً باید ترتیباتی داده شود که اگر مودی از پرداخت استنکاف نمود دستگاه مالیه بتواند وی را وادار به پرداخت نماید.

صدور برگ اجرایی: در صورتی که مودی مالیات قطعی شده خود را ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ برگه قطعی پرداخت نکند اداره امور مالیاتی به موجب برگ اجرایی به او ابلاغ می کند تا ظرف یکماه کلیه بدهی های خود را پرداخت نماید و یا ترتیب پرداخت آن را به امور مالیاتی بدهد

توقیف اموال: هر گاه مودی تا تاریخی که در برگ اجرایی قید گردید، مالیات مورد مطالبه را کلاً پرداخت نکند و یا ترتیب پرداخت آن را به اداره امور مالیاتی ندهد به اندازه بدهی مودی اعم از اصل و جرائم متعلق به اضافه ده درصد بدهی از اموال منقول و غیرمنقول و مطالبات مودی توقیف خواهد شد.

صدور دستور توقیف و دستور اجرای آن به عهده اجرائیات اداره امور مالیاتی است.

مرحله فروش: اگر تا انقضای مهلت که برای توقیف اموال مودی تعیین شده، مودی مالیات را نپردازد و مال خود را از توقیف خارج نسازد مالیه حق دارد مال توقیف شده را هر طور که صلاح بداند از طریق حراج یا مزایده به فروش رساند و پس از وصول مطالبات خود را کسر و مازاد را به مودی مسترد نماید.

در صورتی که مودی نسبت به عملیات اجرایی اعتراض داشته باشد می تواند به هیأت حل اختلاف مالیاتی شکایت نماید به شکایت مزبور به فوریت و خارج از نوبت رسیدگی و رأی صادر خواهد شد رأی صادره قطعی و لازم الاجراست.

علاوه بر موارد فوق الذکر وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور مالیاتی کشور می تواند از خروج بدهکاران مالیاتی که میزان بدهی قطعی آنها از ده میلیون ریال بیشتر باشد از کشور جلوگیری نماید این حکم نسبت به مدیر یا مدیران مسئول اشخاص حقوقی بابت بدهی قطعی مالیاتی شخص حقوقی اعم از مالیات بردرآمد شخص حقوقی یا مالیاتهای که به موجب قانون مالیاتی شخص حقوقی مکلف به کسر و ایصال آن می باشد و مربوط به دوران مدیریت آنان بود تسری می یابد.