اصطلاحات وقف

مقالات و نکات کاربردی

اجرت المتولی:

به حق الزحمه متولی از بابت اداره عین موقوفه گفته می شود که میزان و نوع آن در وقف نامه معین شده باشد.

ادخال

بدین معنی است که واقف پس از تشکیل و تمامیت وقف، شخص یا اشخاص جدیدی را داخل موقوف علیهم نماید. این عمل امکان قانونی ندارد (ماده 61 قانون مدنی)

اخراج

این عنوان برعکس فرض ادخال است؛ یعنی واقف پس از تمامیت وقف، بعضی از موقوف علیهم را از طرفیت وقف و انتفاع از عین موقوفه، برکنار نماید. این امر قانوناً امکان پذیر نیست. (ماده 61 قانون مدنی)

اعقاب

طبقات بعدی موقوف علیهم (ر.ک. موقوف علیهم) را اعقاب می نامند. اینان برابر وقف نامه حق استفاده از منافع موقوفه را خواهند داشت.

انحلال وقف

وقف جنبه دائمی دارد و محدود به زمان معینی نیست ولی ممکن است بنا به دلیلی خود به خود منحل گردد، مانند اینکه مال موقوفه بر اثر حوادث طبیعی تماماً منهدم شده و از هر حیث از قابلیت انتفاع خارج گردد.

بدل مال موقوف

هرگاه کسی موقوفه را تلف نماید مسئولیت قانونی پیدا می کند که عوض آن را بدهد. این عوض، «بدل عین موقوفه» نامیده می شود.

بطلان وقف

در معانی زیر به کار می رود:

1- حالتی که احراز شود وقف مورد ادعا دارای شرایط صحت انعقاد و ارکان قانونی لازم نبوده است، مثل موردی که کشف شود موضوع وقف قبلاً تلف شده بوده است.

2- به پایان یافتن یک وقف نیز از سر تسامح، بطلان وقف اطلاق می شود. (ر.ک. انحلال وقف)

بطون لاحقه

منظور از بطون لاحقه، نسل های آینده هستند که براساس مفاد وقف نامه، مصداق موقوف علیهم قرار خواهند گرفت.

بقعه (جمع: بقاع)

آرامگاه اشخاصی است که از حیث حسب دارای هویت مذهبی بوده یا خدمات علمی دینی به جامعه مسلمین نموده اند که به ضمیمه توابع و حریم آن مجموعاً بقعه نامیده می شود.

تسبیل منفعت

به جریان انداختن مداوم به مصرف رساندن منافع مال موقوفه تسبیل منفعت نامیده می شود.

تسویه

برابری موقوف علیهم در انتفاع از مال موقوفه،با تساوی سهام آنان را از منافع مال موقوفه که واقف مقرر می دارد، تسویه گویند.

تفضیل

منظور از تفضیل، نابرابری و تفاوت سهام موقوف علیهم در استفاده از عواید و منافع موقوفه است.

تقسیم ملک از وقف

هر گاه دو یا چند نفر در عین مشخصی مشاعاً شریک باشند و یکی از آنان حصه خود را وقف نماید، وقف مشاع پدید می آید. در این صورت، وقفیت و ملکیت در تمام ذرات آن مال وجود خواهد داشت. حال هرگاه بر اثر توافق طرفین باشد، در چنین صورتی می گویند «تقسیم ملک از وقف» صورت گرفته و وقفی که تا لحظه تسلیم، «وقف مشاع» نامیده می شد پس از تقسیم «وقف مفروز» یا «حصه وقفی مفروز» نامیده می شود. تقسیم ملک از وقف به ترتیب مذکور، قانوناً صحیح است. (قسمت اول ماده 597 قانون مدنی)

تقسیم موقوفه

از نظر حقوقی، تقسیم اصل مال وقف شده بین موقوف علیهم ممنوع است (قسمت دوم ماده 597 قانون مدنی) ولی تقسیم منافع و عواید عین موقوفه بین آنان به هر ترتیبی که واقف مقرر نموده باشد، جایز و صحیح است.

تنجیز وقف

تنجیز در وقف، بدین معنی است که واقف در انشای صیغه وقف، نباید وقفی بودن مال را به حدوث امری یا واقعه ای معلق و موکول نماید.

تنفیذ

در باب وقف، تصویب اعمال حقوقی متولی از جانب ناظر استصوابی، تنفیذ نامیده می شود.

توابع مال موقوفه

مثلاً هرگاه مزرعه ای وقف شود، زمینی برای اطراف آن نیز در حدودی که حریم آن مزرعه تلقی شوند تابع موقوفه و در حکم وقف است.

تولیت

مدیریت مستقیم موقوفه در اصطلاح، تولیت نامیده می شود.

جهت وقف

جهت وقف داعی و انگیزه ای است که واقف با در نظر گرفتن آن، مبادرت به وقف مال خود می نماید.

دیون وقف

منظور از دیون وقف، تعهدات مالی است که برعهده موقوفه بوده و قانوناً قابل مطالبه است.

رقبه

در باب وقف، عبارت است از واحد ملکی غیرمنقولی که هر موقوفه یا مکان مذهبی ممکن است دارای یک یا چند مورد از آن باشد، مانند مغازه ها و مکان های تجاری مساجد که اداره شان بر عهده سازمان اوقاف است.

رقبی

هر گاه حق انتفاع از یک مال به مدت معینی ایجاد شده باشد، از آن به رقبی تعبیر می شود (ماده 42 قانون مدنی). در وقف نیز موقوف علیهم دارای حق انتفاع از عین موقوفه می باشند، ولی این حق آنان از نظر قراردادی محدود به زمان معینی نیست.

صیغه وقف

لفظی است که اراده انشایی دایر بر وقف مال خود در قالب آن ابراز و اعلام می شود.

ضم امین

الحاق شخص مورد اعتماد است به متولی در اداره کردن موقوفه

ضیاع عین موقوفه

این عبارت در مورد ضایع شدن و تباه گردیدن و از بین رفتن مال موقوفه به کار می رود.

ضیاع وقفی

به معنی موقوفه غیرمنقول است.

عواید

در باب وقف، منظور از عواید، درآمدهای موقوفه است که باید طبق نظر واقف به مصرف برسد.

عین موقوفه

عین موقوفه مالی است که وقف می شود یا همان اصل مال وقف شده.

غبطه وقف

غبطه وقف، به معنی رعایت صرفه و صلاح عین موقوفه (ر.ک. صرفه و صلاح)

فک ملک

فک ملک به معنی آزاد کردن مال و اخراج آن از مالکیت مالک است.

لزوم وقف

به این معنی است که واقف یا موقوف علیهم نمی تواند وقف را فسخ کنند.

متولی

شخصی است که در وقف نامه و یا ضمن تشکیل وقف، از طرف واقف برای اداره موقوفه معین شده باشد.

متولی منصوب

شخصی است که در وقف نامه به سمت تولیت منصوب شده است.

متولی منصوص التولیه

(ر.ک. متولی منصوب)

محبوس له

کسی است که حبس مال به نفع او برقرار شده است (ر.ک. حبس)

منافع غیر مستوفات

منفعتی است که مورد بهره برداری و استفاده قرار گرفته است.

موقوفه (جمع: موقوفات)

مالی که وقف آن از حیث داشتن شرایط صحت، تمامیت یافته و دارای شخصیت حقوقی شده است موقوفه نامیده می شود.

موقوفه دائم المنفعه

موقوفه ای که به طور مستمر دارای درآمد و یا منفعت دیگری است.

موقوفه عامر

به معنی موقوفه آباد و داری منفعت است

موقوفه غامر

بر عکس موقوفه عامر است.

موقوفه متعذر المصرف

در موقوفات عام، چنانچه واقف منابع مال موقوفه را به جهت معینی اختصاص داده باشد، ولی پس از مدتی صرف منافع مال موقوفه در آن مورد بنا به هر دلیلی عملاً امکان منافع مال موقوفه در آن مورد بنا به هر دلیلی عملاً امکان نداشته باشد، موقوفه «متعذرالمصرف» نامیده می شود

موقوفه مجهول التویه

موقوفه ای است که به علت نداشتن وقف نامه و یا به علت ذکر نکردن نام یا صفت برای اداره کننده، نتوان شخص معینی را به عنوان متولی آن تعیین کرد.

موقوفه مسلوب المنفعه

موقوفه ای است که در حال حاضر منفعت ندارد، یا منفعت آن متعلق به دیگری است.

موقوفه منقطع المنفعه

موقوفه ای است که در حال حاضر قابل استحصال یا درآمد به نفع موقوف علیهم ندارد.

ناظر

شخصی است که بر اعمال حقوقی متولی در خصوص مال موقوفه، نظارت می کند. ناظر باید در ضمن تشکیل واقف و از جانب واقف به این سمت منصوب شود.

ناظر استصوایی

ناظری است که اعمال حقوقی متولی در مورد مال موقوفه باید با صلاحدید و تصویب او انجام شود، در غیر این صورت قراردادهای متولی اعتبار حقوقی کامل ندارد. سازمان اوقاف و امور خیریه در مورد موقوفات عام قانوناً ناظر استصوابی محسوب می شود.

ناظر اطلایی

ناظری است که متولی، اعمال حقوقی خود را در خصوص مال موقوفه صرفاً به اطلاع او می رساند و کسب موافقت او ضرورتی ندارد، ناظر اطلاعی می تواند در صورت مشاهده هر گونه تقصیر از جانب متولی، مراتب را به مقامات ذی صلاح گزارش کند.

نفقه عین موقوفه

عبارت از هزینه هایی است که برای بقای عین موقوفه یا کمال انتفاع از آن باید به مصرف برسد مثل هزینه های تعمیر عین موقوفه یا هزینه های مربوط به بقای عین موقوفه، که بر نفع موقوف علیهم مقدم است.

واقف

وقف کننده شخصی است که عمل وقف را انجام می دهد و موقوفه را تأسیس می نماید. از نظر حقوقی واقف باید مالک مالی باشد که وقف می کند، به علاوه صلاحیت قانونی تصرف در اموال خود را داشته باشد.

وقف

وقف را از نظر حقوقی می توان چنین تعریف کرد: عملی حقوقی است که به موجب آن شخص- اعم از شخص حقیقی یا حقوقی- عین مالی را از ملکیت خود خارج نموده، از هر گونه نقل و انتقال – اعم از نقل و انتقال های ارادی مانند اقسام معاملات و نقل و انتقال های قهری مانند توارث – و سایر تصرفات به طور کامل مصون نگاه می دارد و منافع آن را در راه های خداپسندانه و امور خیریه به طور دائم به جریان می اندازد تا افراد محدود و معین یا نامحدود و غیرمعین به صورت بلاعوض از آن منافع بهره مند شوند.

وقف بر جهت

وقف عام یا وقف بر مصالح عمومی را وقف بر جهت نیز می نامند.

وقف عام

وقفی است که موقوف علیهم در آن معدود و محصور نبوده، بلکه افراد و اشخاص زیادی را شامل شود.

وقف متصرفی

موقوفاتی که اداره آنها قانوناً بر عهده سازمان اوقاف و امور خیریه باشد،وقف متصرفی نامیده می شوند.

وقف مشاع

مشاع مالی است که تمام ذرات و قسمت های آن از نظر ملکیت، حداقل بین دو شخص مورد شراکت باشد. اگر دو شخص یا بیشتر در مالکیت عین مالی مشاعاً شریک باشند، آنگاه یکی از آنان حصه خود را از ان مال وقف نماید، وقف مشاع حاصل می شود.

وقف نامه

سند وقف نوشته ای است که واقف در مورد وقف مال خود تنظیم نموده و در آن درباره مسائل مختلف مربوط به اداره موقوفه و چگونگی صرف عواید و سایر مسائل تعیین تکلیف کرده است.

الوقوف علی حسب مایو قفها اهلها

معنی این قاعده چنین است: موقوفات باید به گونه ی اداره شوند و عواید آنها به نحوی مصرف شود که واقف معین کرده است. در ماده 82 قانون مدنی می خوانیم: «هر گاه واقف برای اداره کردن موقوفه ترتیب خاصی معین کرده باشد، متولی باید به همان ترتیب رفتار کند…» (ر.ک. شرط الواقف کنص الشارع)