فسخ قرارداد به معنی از پایان دادن به وجود حقوقی قرارداد به وسیله یکی از دو طرف یا شخص ثالث است، بنابراین فسخ قرارداد را می توان یکی از اسباب انحلال تعهدات و قراردادها به شمار آورد.

فسخ قرارداد در واقع مبتنی بر حقی است که به وسیله توافق طرفین و یا مستقیماً به حکم قانون، برای یک یا دو طرف قرارداد و یا شخص ثالث شناخته شده است. بنابراین حق فسخ ممکن است یا ناشی از توافق طرفین باشد یا ناشی از حکم مستقیم قانون

فسخ قرارداد ناشی از توافق طرفین

طرفین قرارداد می توانند در ضمن عقد یا جدای از آن برای خود و یا شخص ثالث حق فسخ قرار دهند. مانند این که شخصی یک قطعه باغ به دیگری می فروشد و طرفین عقد شرط می کنند که خریدار یا فروشنده یا هر دو شخص ثالث، هر گاه مایل باشد بتواند ظرف یک ماه عقد را فسخ کنند. این حق را در اصطلاح خیار شرط می گویند. (مواد 399 و 400 قانون مدنی)

فسخ قرارداد ناشی از حکم مستقیم قانون

قانون در مواردی، برای جلوگیری از ضرری که به طور ناخواسته از ناحیه قرارداد متوجه یکی از دو طرف است، مستقیماً به او حق می دهد که بتواند با فسخ قرارداد ضرر را از خود دفع کند.

مانند این که شخص باغ میوه ای را اجاره کند و بعداً متوجه شود که اشجار باغ، به علت شیوع نوعی بیماری گیاهی غیرقابل علاج، مثمر نیست. این شخص به موجب قانون (مواد 478 و 479 قانون مدنی) حق دارد عقد اجاره را فسخ و ذمه خود را از تعهدات ناشی از قرارداد آزاد کند.

شرایط فسخ قرارداد

1- قصد: فسخ کننده باید دارای قصد انشاء باشد، یعنی انحلال قرارداد را اراده کند. بنابراین هر گاه شخصی به قصد مزاح یا بدون توجه به معانی کلمات بگوید: قرارداد خود را با شما فسخ کردم، عقد منحل نخواهد شد.

2- رضا: فسخ کننده باید راضی به فسخ معامله باشد. بنابراین، فسخی که از روی اکراه باشد کان لم یکن است و رضای بعدی نمی تواند سبب اعتبار و نفوذ آن گردد.

3- اهلیت: طرفی که قرارداد را فسخ می کند چون بدین وسیله در حقوق مالی خود تصرف می کند باید دارای اهلیت، یعنی بلوغ، عقل و رشد باشد، و الا فسخ معامله باطل خواهد بود.

فسخ قرارداد از سوی صغیر، غیر رشید و مجنون

سفیه (غیر رشید) و صغیر ممیز می توانند با اذن ولی یا قیم خود، مبادرت به فسخ قرارداد کنند، زیرا با وجود تمیز ایشان می توانند انحلال قرارداد را اراده و انشا کنند و نقصی که از جهت محجور بودن در تصرفات مالی دارند با دخالت سرپرست ایشان برطرف می گردد.

فسخ از سوی مجنون و ضغیر غیرممیز هم باطل است.

آثار فسخ قرارداد

فسخ قرارداد موجب می شود که عقد از زمان انجام فسخ منحل گردد و آثار آن قطع شود و به هیچ وجه تأثیری در وضعیت و آثار عقد نسبت به زمان گذشته ندارد.

به این ترتیب بین عقد منفسخ و عقد باطل این تفاوت وجود دارد که عقد منفسخ، یک عقد صحیح و واجد تمام شرایط لازم قانونی است و آثار حقوقی آن نسبت به زمان پیش از فسخ اعتبار دارد و تنها پس از فسخ از بین می رود، در صورتی که عقد باطل، هیچگاه وجود پیدا نمی کند و در هیچ زمان اثر حقوقی ندارد.

در عقود تملیکی، موضوع قرارداد تا زمان فسخ متعلق به شخصی است که به وسیله ی عقد مالک شده و پس از فسخ، داخل در مالکیت طرف دیگر می شود. در نتیجه، منافع و نمائات موقت مورد قرارداد، از زمان عقد تا زمان فسخ، برای خریدار و از زمان فسخ به بعد، متعلق به شخصی است که با فسخ، مالک مورد معامله می شود. اما منافع مستمر، به تبع مورد قرارداد، به مالکیت شخص اخیر بر می گردد، زیرا این منافع عرفاً با عین مال وحدت پیدا کرده و از جهت مالکیت تابع آن محسوب می شود.

در قانون مدنی ایران، ماده ای که به طور مطلق اثر فسخ قرارداد را بیان کند وجود ندارد، ولی می توان آن را از ماده 287 قانون مدنی در مورد اقاله و ماده 459 قانون مدنی در مورد بیع شرط و برخی مواد دیگر نظیر ماده 804 قانون مدنی با لحاظ وحدت ملاک استخراج کرد.

موسسه حقوقی بین المللی دادپویان حامی و کادر وکلای مجرب آن آماده ی ارائه هر گونه مشاوره و خدمات حقوقی در راستای تنظیم قراردادهای دقیق و اصولی و همچنین طرف انحلال و انفساخ قراردادها به شما شهروندان گرامی می باشد.

فسخ یکی از اسباب سقوط تعهدات که با اعمال آن وجود حقوقی قرارداد به وسیله ی اراده ی یکی از طرفین قرارداد با شخص ثالث پایان می پذیرد و عقد منحل می گردد.

فهرست